|
بهائیت و اسرائیل
|
||
|
افشای ارتباط بهائیت با اسرائیل صهیونیسم |
روز سوم ژوئن سال ۱۹۲۲- م ( برابر سیزدهم خرداد ۱۳۰۱ شمسی ) " مستر وینستون چرچیل " یادداشتی مبنی بر این که دولت انگلستان درصدد است یک کانون ملی یهود در فلسطین بنا نماید را انتشار داد. این امر همانگونه که سازمانهای یهود و طرفداران آن را خرسند نمود و آنان از چنین پیشنهادی استقبال کردند مسلمانان در کشورهای عربی نسبت به آن سخت معترض شدند.
این جریان به سازمانها و جناحهای سیاسی مختلف در سطح جهانی کشانده شد بدین معنی که یک طرف فشارهای دولت و دولتمردان تحت نفوذ آمریکا که اهرمهای سیاسی و اقتصادی را در آن کشور در دست داشتند و از طرف دیگر نگرانی و رنجش اعرابی که برای آمریکا رنجششان به حساب می آمد صفی به وجود آورد تا جائی که پای سازمان ملل را به میان کشید و قضیه به آنجا ارجاع گردید. روز دوم آوریل سال ۱۹۴۷ - م ( برابر با سیزدهم فروردین ۱۳۲۶ شمسی ) جلسه عمومی سازمان ملل در مورد این موضوع به بحث نشست و تا مدتی نسبت به آن مهم به تصمیم گیری و تبادل نظر پرداخت. سرانجام روز پانزدهم ماه مه آن سال ( ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۲۶ ) بنا شد کمیته ای تحت عنوان " کمیته مخصوص رسیدگی به مسئله فلسطین " تشکیل شود. یازده کشور به ریاست نماینده کشور سوئد از فلسطین بازدید کردند و گزارش خود را تقدیم کمیته سازمان ملل نمودند.
در آن مقطع ارزیابی ها مورد سنجش قرار می گرفت و ماهیت افراد
گروهها و دول مختلف در این راستا در نشان دادن هویتشان در ارزش
گیریهای بعدی ملاک بود بنابراین موضع گیریها بسیار حساس و نشانگر
خیلی از جهت گیریها می توانست باشد. نامه مورخ ۱۴ جولای
۱۹۴۷ رهبر بهائیان - شخص شوقی افندی - به رئیس کمیسیون
مخصوص سازمان ملل متحد از جمله همین موضع گیریها نسبت به
قضیه مزبور است و ماهیت سران فرقه بهائی را به وضوح در برخورد با
آن چه برای جهانیان امروزه مشخص است نشان می دهد که در آن
دوران حساس برای بهائیان سرنوشت مردم فلسطین اصلا مطرح نبوده
و شوقی افندی تنها به فکر حفظ اماکن و املاک بهائی موجود در
فلسطین بوده است.
|
|