تبليغاتX
بهائیت و اسرائیل - سال 1917 میلادی - حیفا ( در آستانه تشکیل نطفه ناپاک صهیونیسم با کمک انگلیس )
 
بهائیت و اسرائیل
 
 
افشای ارتباط بهائیت با اسرائیل صهیونیسم
 

جنگ جهانی اول رو به اتمام است، دولت عظیم عثمانی سقوط کرده است و سایه های استعمار بر تمامی کشورهای تجزیه شده که در پهنه امپراطوری عثمانی بودند، گسترده گشته، شهرهای گوناگون فلسطین یکی پس از دیگری، توسط سرداران انگلیسی گشوده می شود.

در این میان عباس افندی ملقب به " عبدالبهاء" فرزند بزرگتر جناب میرزا حسینعلی نوری که اینک رهبری جامعه بهائیت را بر عهده دارد، با خانواده خویش در فلسطین بسر می برد. گویا مأمورین جمال پاشا ( سردار عثمانی ) بدنبال ایشان هستند، تا او را به اتهام همکاری با نیروهای اشغالگر انگلیس دستگیر نمایند. در هنگام محاصره شهر حیفا ناگهان تلگرافی از طرف " لرد بالفور" سردار انگلیسی در فلسطین مخابره می شود و در آن تأکید می گردد :

" به جمیع قوی در حفظ و صیانت حضرت عبدالبهاء و عائله و دوستان آن حضرت بکوشد ..."( قرن بدیع جلد3 ص297 نوشته شوقی افندی) 

( نامه لرد بالفور به "بارون لیونیل" و "ولتر دی روچیلد" دو تن از ثروتمندان یهودی،مبنی بربرپایی دولت ملی یهود در فلسطین )

طرح این سؤال بی مورد نیست که رابطه عبدالبهاء با لرد بالفور چیست؟. و به چه جهت دولت انگلستان از بهائیت در فلسطین حمایت می کند؟ اصولاً حفظ جان عبدالبهاء برای انگلیس چه نفعی می تواند داشته باشد که به این عجله دستوری جهت صیانت او صادر می شود؟!!

شاید دنباله ماجرا بیشتر ما را به حقیقت نزدیک گرداند، ... پس از آن ژنرال النبی تلگرافی به لندن مخابره می نماید و تقاضا می کند :

" صحت و سلامت جناب عبدالبهاء را به دنیا اعلام نمایند، و نیز فرمانده جبهه حیفا را مأمور می سازد که تصمیمات لازم را جهت حفظ جان عبدالبهاء گرفته و از اجرای نقشه جمال پاشا که طبق اخبار رسیده به انگلستان می خواسته جناب ایشان را دستگیر کند جلوگیری نماید. ( قرن بدیع جلد3 ص297 نوشته شوقی افندی)

عجب!!! پس معلوم می شود که عبدالبهاء شخصیت مهمی برای کشور استعماری انگلستان می باشد تا آنجا که تلگرافی ردوبدل شده و سلامتی ایشان به دنیا اعلام می گردد... کوتاه سخن اینکه در جنگ انگلستان و کشور عثمانی دو نکته حائز اهمیت است:

1- کشور عثمانی بدنبال عبدالبهاء می گردد تا او را دستگیر نماید.

2- انگلستان کوشش می کند که به عبدالبهاء صدمه ای وارد نیاید.

با توجه به فرازهای فوق، آیا نمی توان حدس زد که عبدالبهاء از جانب انگلیس در فلسطین ماموریتی داشته است؟

جالبتر و عجیب تر اینجاست که پس از جریان جنگ، انگلیس در جهت

 

 قدردانی از جناب عبدالبهاء طی مراسمی لقب " سر" " sir " و نشان "

 

 نایت هود " " knighthood " که بزرگترین نشان خدمتگزاری به انگلیس

 

 است به ایشان اهداء می نماید. ( قرن بدیع جلد3 ص299 نوشته

 

 شوقی افندی)

      (عکس عبدالبها هنگام دریافت لقب سر توسط انگلیسیهای اشغالگر) 

چگونه می توان باور داشت یک رهبر مذهبی که ادعا دارد در جهت آزادی فکر و اندیشه گام بر می دارد و رسالتی برای توده انسانها دارد از یک کشور استعماری مثل انگلستان که با جنایات خویش در هند و آفریقا خون میلیونها انسان را مکیده، نشان خدمتگزاری دریافت کند؟!!

خوب است به آنان که فریاد بر می دارند " بهائیت " راه گشای ظلمات

 

 زندگی انسانهاست و از حقوق مظلومین دفاع می کند و می گویند

 

 بیائید در این راه با ما همگام شوید، گفته شود که ما از چه کسی

 

 پیروی نمائیم ؟ از عبدالبهاء!! از آنکس که در جهت منافع انگلیس

 

 تلاش    می کرد. از او که جزو خدمتگزاران صدیق پادشاه انگلستان

 

 بود!!!....

(عکسی دیگر از عبدالبها نوکر استعمارگران انگلیسی در همان مراسم )

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 16:0  توسط شجاع  | 
 
  بالا